از مرحوم ميرزاجواد آقاملكي تبريزي -كه امام راحل ما(ره) از ايشان به عنوان استاد خود ياد فرموده اند- نقل شده است كه مي گفت؛ در آغاز تحصيل علم براي كسب فيض در نجف اشرف به محضر مرحوم ملاحسينقلي همداني مي رفتم، بعد از مدتي به استاد عرض كردم كه درس را مي فهمم ولي اثري از آن در دل خويش نمي يابم. استاد پرسيد؛ با آن طلبه ديگر كه نام او نيز ملكي تبريزي است چه نسبتي داري؟ عرض كردم با هم پسرعمو هستيم، مرحوم ملاحسينقلي گفت چاره كار تو آن است كه از فردا هنگام ورود به محل درس، كفش هاي پسرعمويت را جفت كني. مرحوم ملكي مي گويد، انجام اين دستورالعمل برايم بسيار دشوار بود، چرا كه با پسرعموي خود اختلاف داشتم و از يكديگر دوري مي كرديم ولي استاد تأكيد كرد كه چاره كار همان است و من به ناچار اين دستورالعمل را به كار بستم. بعد از دو ماه و چند روز استاد مرا فراخواند و از حالاتم پرسيد، پاسخ دادم كه نوري در دل خويش احساس مي كنم، فرمود، ديگر به آن دستورالعمل نيازي نيست. علت را پرسيدم، فرمود؛ زائراني كه از تبريز براي زيارت عتبات عاليات مي آمدند، در بازگشت، خبر اختلاف تو و پسرعمويت را به تبريز برده و به خاطر اختلاف شما، در ميان اقوام و نزديكانتان نيز اختلاف پديد آمده بود و از آنجا كه شما عامل اختلاف و نقار در ميان مردم بوديد، خداي سبحان راه ورود انوار الهي را بر دل هايتان بسته بود و اما، دراين فاصله، باز هم زائران آمدند و خبر نزديكي و دوستي شما را براي اقوامتان بردند و اختلاف از ميان آنها برداشته شد و در پي آن انوار الهي بر قلب هايتان تابيدن گرفت...

نوشته شده توسط علي در سه‌شنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٤ ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()