قسمتی از کتاب مهر تابان تالیف علامه تهرانی:
ملاقات‌ علاّمة‌ طباطبائي‌ و مصاحبات‌ ايشان‌ با هانري‌ كُربن‌ با لزوم‌ مشقّات‌ بسيار براي‌ ايشان‌ كه‌ مجبور بودند براي‌ اين‌ منظور از قم‌ به‌ طهران‌ مسافرت‌ كنند، آنهم‌ با اتوبوس‌هاي‌ معمولي‌؛ همه‌ براي‌ شناسانيدن‌ واقعيّت‌ شيعه‌ و معرّفي‌ چهرة‌ واقعي‌ ولايت‌، و بدست‌ آوردن‌ حقيقت‌ تشيّع‌ و علائم‌ شيعه‌ بودن‌ و غير ذلك‌ صورت‌ گرفت‌.

و اين‌ عمل‌ حقيقةً خدمتي‌ بزرگ‌ بود؛ هانري‌ كُربن‌ علاوه‌ بر آنكه‌ مطالب‌ را كاملاً ضبط‌ و ثبت‌ مي‌نمود و در اروپا انتشار مي‌داد و حقيقت‌ تشيّع‌ را معرّفي‌ مي‌كرد، خودش‌ در سخنرانيها و كنفرانسها جدّاً دفاع‌ و پشتيباني‌ مي‌نمود؛ و در پاريس‌ كاملاً در صدد معرّفي‌ بود.



اعتقاد هانري‌ كربن‌ راجع‌ به‌ حضرت‌ مهدي‌ ارواحنا فداه‌
اعتقادات‌ هانري‌ كربن‌ راجع‌ به‌ اسلام‌ و تشيّع‌
كربن‌ معتقد بود كه‌ در دنيا يگانه‌ مذهب‌ زنده‌ و اصيل‌ كه‌ نمرده‌ است‌ مذهب‌ شيعه‌ است‌؛ چون‌ قائل‌ بوجود امام‌ حيّ و زنده‌ است‌ و اساس‌ اعتقاد خود را بر اين‌ مبني‌ ميگذارد، و با اتّكاء و اعتماد به‌ حضرت‌ مهدي‌ قائم‌ آل‌ محمّد: محمّد بن‌ الحسن‌ العسكريّ پيوسته‌ زنده‌ است‌.

چون‌ كليميان‌ دينشان‌ با فوت‌ حضرت‌ موسي‌ مُرد؛ و عيسويان‌ با عروج‌ حضرت‌ عيسي‌، و سائر طبقات‌ مسلمانان‌ با رحلت‌ حضرت‌ محمّد؛ ولي‌ شيعه‌ زمامدار و امام‌ و صاحب‌ ولايت‌ خود را كه‌ متّصل‌ بعالم‌ معني‌ و الهامات‌ آسمانيست‌ زنده‌ مي‌داند؛ و اين‌ مذهب‌ شيعه‌، فقط‌ زنده‌ است‌.

كربن‌ خود بتشيّع‌ بسيار نزديك‌ بود؛[31] و در اثر برخورد و مصاحبت‌ با علاّمه‌ و آشنائي‌ به‌ اين‌ حقائق‌ بالاخصّ اصالت‌ اعتقاد بحضرت‌ مهدي‌ دگرگوني‌ شديد در او پيدا شده‌ بود.

علاّمه‌ مي‌فرمودند: غالباً دعاهاي‌ «صحيفة‌ مهدويّه‌» را مي‌خواند و گريه‌ مي‌كرد.

آشنائي‌ و مصاحبه‌هاي‌ كربن‌ با علاّمة‌ طباطبائي‌ از سال‌ يكهزار و سيصد و هفتاد و هشت‌ هجريّة‌ قمريّه‌ شروع‌ شد، و متجاوز از بيست‌ سال‌ ادامه‌ پيدا كرد.

اين‌ حقير در روز جمعه‌ 18 شعبان‌ المعظّم‌ يكهزار و سيصد و نود و نه‌ هجريّة‌ قمريّه‌ كه‌ بخدمت‌ استاد علاّمه‌ در مشهد مقدّس‌ رسيدم‌ و در آنروز راجع‌ به‌ كربن‌ نيز مذاكراتي‌ شد؛ اينجانب‌ فرمايشات‌ ايشان‌ را ضبط‌ و فعلاً براي‌ خوانندگان‌ گرامي‌ در اينجا مي‌آورم‌:

علاّمه‌ فرمودند:

مسيو هانري‌ كُربن‌ استاد شيعه‌ شناس‌ دانشگاه‌ سوربُن‌؛[32] قريب‌ يكي‌ دو ماه‌ است‌ كه‌ فوت‌ كرده‌ است‌؛ و مجالس‌ عديده‌اي‌ راجع‌ به‌ تحقيق‌ مذهب‌ شيعه‌ با ما داشت‌.

مرد سليم‌ النّفس‌ و منصفي‌ بود. او معتقد بود كه‌ در ميان‌ تمام‌ مذاهب‌ عالم‌، فقط‌ مذهب‌ شيعه‌ است‌ كه‌ مذهبي‌ پويا و متحرّك‌ و زنده‌ است‌، و بقيّة‌ مذاهب‌ بدون‌ استثناء عمر خود را سپري‌ كرده‌اند، و حالت‌ ترقّب‌ و تكامل‌ را ندارند.

كليميان‌ قائل‌ به‌ امام‌ و وليّ زنده‌اي‌ نيستند (و همچنين‌ مسيحيان‌ و زردشتيان‌) و اتّكاء به‌ مبدأ حياتي‌ ندارند و بواسطة‌ عمل‌ به‌ تورات‌ و إنجيل‌ و زَنْد و أوِستا، اكتفا نموده‌ و تكامل‌ خود را فقط‌ در اين‌ محدوده‌ جستجو مي‌كنند. و همچنين‌ تمام‌ فرَق‌ اهل‌ تسنّن‌ كه‌ فقط‌ تكامل‌ خود را در ساية‌ قرآن‌ و سنّت‌ نبوي‌ مي‌دانند.

امّا شيعه‌، دين‌ حركت‌ و زندگي‌ است‌. چون‌ معتقد است‌ كه‌ حتماً بايد امام‌ و رهبر امّت‌ زنده‌ باشد، و تكامل‌ انسان‌ فقط‌ به‌ وصول‌ بمقام‌ مقدّس‌ او حاصل‌ مي‌شود؛ و لذا براي‌ اين‌ منظور از هيچ‌ حركت‌ و پويائي‌ و عشق‌ دريغ‌ نمي‌كند.

مي‌فرمودند: روزي‌ به‌ كربن‌ گفتم‌: در دين‌ مقدّس‌ اسلام‌ تمام‌ زمين‌ها و مكان‌ها بدون‌ استثناء محلّ عبادت‌ است‌. اگر فردي‌ بخواهد نماز بخواند يا قرآن‌ بخواند يا سجده‌ كند يا دعا كند، در هر جا كه‌ هست‌ مي‌تواند اين‌ اعمال‌ را انجام‌ دهد؛ و رسول‌ الله‌ فرموده‌ است‌: جُعِلَتْ لِيَ الاْرْضُ مَسْجِدًا وَ طَهُورًا. ولي‌ در دين‌ مسيح‌ چنين‌ نيست‌؛ عبادت‌ فقط‌ بايد در كليسا انجام‌ گيرد و در موقع‌ معيّن‌؛ عبادت‌ در غير كليسا باطل‌ است‌.

بنابراين‌، اگر فردي‌ از مسيحيان‌ در وقتي‌ از اوقات‌ حالي‌ پيدا كرد، مثلاً در نيمه‌ شب‌ در خوابگاه‌ منزل‌ خود، و خواست‌ خدا را بخواند چه‌ كند؟

او بايد صبر كند تا روز يكشنبه‌، كليسا را چون‌ باز كنند، بيايد در آنجا و براي‌ دعا در آنجا حضور بهمرساند؟! اين‌ معني‌ قطع‌ رابطة‌ بنده‌ است‌ با خدا.

كربن‌ در پاسخ‌ گفت‌: بلي‌، اين‌ اشكال‌ در مذهب‌ مسيح‌ هست‌؛ والحمدللّه‌ دين‌ اسلام‌ در تمام‌ ازمنه‌ و امكنه‌ و حالات‌، رابطة‌ مخلوق‌ را با خالق‌ خود محفوظ‌ داشته‌ است‌.

و فرمودند: اگر در دين‌ مقدّس‌ اسلام‌ انسان‌ حاجتمند حالي‌ پيدا كند، طبق‌ همان‌ حال‌ و حاجت‌، خدا را مي‌خواند؛ چون‌ خدا اسماء حُسنائي‌ دارد چون‌ غفور و رحيم‌ و رازق‌ و منتقم‌ و غيرها، و انسان‌ طبق‌ خواست‌ و حاجت‌ خود، هر يك‌ از اين‌ اسماء را مناسب‌ ببيند؛ خدا را بدان‌ اسم‌ و صفت‌ ياد مي‌كند.

مثلاً اگر بخواهد خدا او را بيامرزد و از گناهش‌ درگذرد، بايد از اسم‌ غَفور و غَفّار و غافِرُ الذَّنْب‌ استفاده‌ كند.

امّا در دين‌ مسيح‌، خدا اسماء حُسني‌ ندارد؛ فقط‌ لفظ‌ خُدا و إله‌ و أبْ براي‌ اوست‌، بنابراين‌ اگر شما مثلاً حالي‌ پيدا كرديد! و خواستيد خدا را بخوانيد و مناجات‌ كنيد، و او را با اسماء و صفاتش‌ ياد كنيد! و با اسم‌ خاصّي‌ از او حاجت‌ خود را بطلبيد! چه‌ خواهيد كرد؟

در پاسخ‌ گفت‌: من‌ در مناجات‌هاي‌ خود، «صحيفة‌ مهدويّه‌» عليه‌ السّلام‌ را مي‌خوانم‌.

علاّمه‌ مي‌فرمودند: كربن‌ كِراراً «صحيفة‌ سجّاديّه‌» عليه‌ السّلام‌ را مي‌خواند، و گريه‌ مي‌كرد

سايت آثارعلامه تهراني
نوشته شده توسط علي در شنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸٤ ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()