علامه سيد حيدر آملی(ره)

بسم الله الرحمن الرحيم

ديشب در حين اينکه به مطالعه ديدگاه سید حيدر آملی پيرامون خلافت کبری مشغول بودم نگاهم به پاورقی کتاب افتاد که نگارنده در شرح حال اين عارف فرهيخته به قلم طبع آراسته بود و زوايائی از زندگی اين عالم فرزانه را برای تشنگان آب زلال علوم و معارف روشن کرده بود.

مولف ابتدا به سير آفاتی و چگونگی جذبه ربانی سید و حوادث و اتفاقاتی که در اين راه برای او پيش آمده اشاره ميکند که بسيار جالب و در خور تامل است و سپس به سير انفسی و مرگ ارادی سيد اشاره ای دارد که قسمتی از آن را برای دوستان در وبلاگ قرار ميدهم، باشد که تنبه و تلنگری باشد برای نفس کثيف اين حقير برای پيمودن راه آن اوليای بزرگ و دور شدن از رزائل اخلاقی و قرار گرفتن در مسير صراط مستقيم...

و اين مطلبی است که ايشان در مقدمه شرح فصوص خويش و در دنباله حالات خود آورده اند:

در هر صورت به حالت سلوک مدتی در اصفهان ماندم،و هنگامی که نيت عزيمت به بغداد را برای زيارت اولياء و مشايخ آن ديار و زيارت خانه خدا به نيت حج واجب،و ساکن گرديدن برای هميشه در کنار آن خانه الهی نمودم،

ناگاه شبی در خواب مشاهده نمودم که در ميان بازار بزازان ايستاده ، و بدن خود را در حالی که مرده و به کفن سفيدی پوشيده شده ميديدم،که به درازا بر زمين افتاده و من در حالی که جويای علت اين عمل بودم،در عين حال از چگونگی اين امر نيز متعجب،که هم ايستاده و هم مرده بر زمين افتاده ام،

در اين حال بود که بيدار شدم ،و اين ابتدای موت ارادی و سلوک روحانی من بود،همان مرگی که پيامبرصل الله عليه وآله وسلم فرمود: بميريد پيش از آنکه بميريد((موتو قبل ان تموتوا)) و همان که حکيم ميفرمايد:به اراده خود بمير تا طبعا زنده شوی، و خداوند ميفرمايد:آن کس که مرده بود و زنده اش کرديم و برای او نوری قرار داديم که به کمک آن در ميان مردمان راه ميرود،با کسی که صفت وی در ظلمات بودن است و از آن بيرون شدنی نيست چگونه همانند تواند بود؟((او من کان ميتا فاحييناه و جعلنا له نورا يمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات ليس بخارج منها))انعام/۱۲۳

 

 

 

/ 10 نظر / 45 بازدید
پرند

سلام ............. داستان زيبا یی نقل کرده اید ........ و جای تامل بسيار دارد................. پيروز و سربلند باشيد.............يا حق

حاج حمید

با سلام و عرض تبریک و تهنیت بمناسبت عید سعید قربان ، خدمت رسيدم تا شما دوست عزيز را به جشن تولد محمد مهدی دعوت کنم ، انشالله با حضور صمیمی و مهربان خودتان ، گرمی بخش محفل ما باشید . منتظر حضور پر مهر شما هستیم . یا علی مدد . به امید دیدار

رسپینا

سلام...خوبی؟مرسی به من سر زدی و شرمنده من نتونستم سر بزنم یه کم گرفتاری داشتم امیدوارم موفق باشی بدرود.

گام نخست

وبلاگ بسيار خوبی داريد. موفق باشيد.

حریم یاس

سلام .. خيلي زيبا بود .. خوش به حال اونی که به قول آقا حيف باشه بميره .. لياقتش شهادت باشه .. پيشا پيش اين ايام را تبريک ميگم .. شاد باشيد .. التماس دعا . برای آقا دعا کنيد .. ياعلی .

نسيم مهرباني

سلامی چو بوی خوش آشنايی ! متن زيبا و عرفانی و لطیفی بود و لطيف مانند نسيم ! دوست خوبم مطالب دو پست قبل شما رو هم خوندم . خيلی جالب و خواندنی و مهمتر از همه تذکرات به جا و مفيدی بود و بهره بردم . راستش من علاقه زيادی به تحقيق و مطالعه علمای عرفان بودم و هدفم هم رسيدن به روزنه ای از معرفت بود . هر چه در دريای بيکران زندگی روحانی اين بزرگوارن غوطه ور ميشدم اون رو عميق تر و خود را ناتوان تر می ديدم . تا اينکه پس از تاملهای بسيار به اين نتيجه رسيدم که اينان همان گروهی هستند که خداوند می فرمايد هر که را بخواهد هدايت ميکند چرا که زندگی آنان از اول انتخاب شده بود و لذا مسايل و تجربياتشان نيز با من فرق دارد . چرا که انتخاب شده اند و هدايت شده . آنانی که پرواز کردن بر بال ملایک نیز اینگونه بودند ..... اما آب دريا را اگر نتوان چشيد / هم به قدر تشنگی بايد چشيد ...فقط میتوان خود را با جریان هدایت الهی همسو نمود باشد که در این میان به سرمنزل مقصود رهنمون گردیم . .... از نوشته های زيبا و مفيد و روحبخشتان سپاسگزارم که چون نسيمی لطيف روح را نوازش ميدهد و نشاط را به ارمغان می آورد . ... دلشاد باشی نازنين

نسيم مهرباني

و باز هم سلامی هماره با سرور ! عيد سعيد غدير بر شما مبارک ! اميد که تجديد ميثاق با حضرت علی عليه السلام و تامل در ابعاد مختلف زندگی آن بزرگوار بتوانیم سيمای زيباي علوی بودن را به تصوير بکشيم . ..... دلشاد و پاينده باشي

nasim

سلام همسفر ! دوباره برای چنرمین بار متن را خواندن گوایی نکته ای بس عمیق در خود نهفته دارد که در ذهنم تلنگری می زند ولی از درک آن عاجزم . ... همسفر ! چگونه میتوان مرد ! همانگونه که اشاره نمودید به آیه قران من یقنی دارم که کسانی که می میرند و با اراده الهی دوباره فرصتی میابند نوری دارند که با آن نور میان مردمان راه می روند درواقع به معرفی می رسند که دیگران بی نصیبند . با توجه به اینکه این شخص بزرگوار در عالم خواب چنین مرگی برایش روی داده ولی در حالم طبیعی چگونه میتوان مرد تا به حیات رسید ؟ منتظرم در این مورد مطلبی بنویسید ... سلامت و پاینده باشید دوست روشنگر من

دلداده وصل

سلام ... دوست گرامی شرمنده ام از اینکه اینقدر دیر خدمت رسیدم . در واقع توی این هفته اصلآ فرصت نکردم بیام تو اینترنت ... ولی اومدم بگم که وبلاگم به روز شد. قدم رنجه بفرمایید در خدمت هستیم . التماس دعا یا علی